را میخواهد....نگاهش همیشه همراهت... که بی تو بودن را دوست ندارم.... AGE YE RUZ SHOOOOOMA ONO DIDID BEHESH BEGIIIIID ,,,,K از بهار پرسیدم عشق چیست؟ گفت تازه شگفته ام نمیدانم.. از تابستان پرسیدم عشق چیست؟گفت در گرمای وجودش غرقم نمیدانم... از پاییز پرسیدم عشق چیست؟ گغت در هزار رنگ ان باخته ام نمیدانم... به شمع گفتم عشق چیست؟گفت از من سوزنده تر است... به پروانه گفتم عشق چیست؟ گفت از من زیبا تر است... به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبو تر است... به عشق گفتم اخر تو که هستی؟؟؟؟؟؟ گ ف ت .............نگاهی بیش نیستم..... دارم به خواهر زاده ام دیکته می گم… رسیده آخر خط، می گه برم سر خط؟ … داشتیم تو خیابون قدم می زدیم که یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا که یکى عمودى یکى افقى رو هوا بود… خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف، که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟ تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده می گه چیزی شکوندی؟ کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار. خواهرم از بیرون میاد خونه… میبینه پشت سیستمم… می گه کامپیوتر روشن کردی؟ پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه! تو هواپیما نشستم دارم دعا میخونم بغل دستیم میگه دعا میکنی سالم برسی؟ زنه شکمش اومده جلو، رفیق ما می پرسه این خانم حامله است؟ تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟ چراغ چشم تو سبزست و راه من بسته است. حلالم کن دارم میرم چقدراین لحظه دلگیره دل تنگِ خیلی چیزها دل تنگ این همه دل تنگی ها چیزهایی که بر من گذشت و هرگز باز نخواهد گشت! دل تنگم دل تنگ نیمه شبهای دل تنگی دل تنگ این همه نبودن ها دل تنگ این همه دل تنگی ها دل تنگ عهدهایی که کسی آنها را نبست دل تنگ تمام چیزهایی که میشد باشد و نیست و تمام هست هایی که نیست! حتی آنان که دلشان برایم تنگ نخواهد شد!! دل تنگ تر نیز خواهم شد می رسد روزی که بگویم: خدایا به دادم برس.... اه....اشکهای بریزید که یار تنها گذاشت و رفت..... اشکای دونه دونه رو گونه هام نشته بود دلم از جور زمونه خسته بود وقتی که تو بوسه هاتو میدادی انگاری اتیش به قلبم میزدی نوبت من که رسید انگاری که دیرت شده بود عشق بی دلیل من دست و پاگیرت شده بود با نگاه تو به ساعت دل من شکست و ریخت شیشه ی عمر منم تموم شد و هیچکی ندید... بعضی وقتا حرفایی میزدی که ناراحت میشدم اما تو حرفام نگهشون نمیداشتم بعضی وقتا حرکات داشتی که باور نمیکردم بعضی وقتا ام چیزایی میگفتی که ناراحت کننده بود ناراحت نمیشدم و تو دلم نگهشون نمیداشتم خودت گفتی به دردت نمی خورم و دوستی با من اخر و عاقبت نداره و با من باشی شکست روحی میخوری ولی به حرفت عمل نکردم و گفتم حتی اگر بدترینم باشی دوستت دارم و باهات میمونم.. گفتی برو ماندم و وابسته ات شم و اکنون دوری از تو برایم میگذرد و دستت دارم اما حیف که اکنون از همیگر جدا شه ایم ولی من حسی که قبلا به تو داشته ام اکنون نیز دارم.. از دار دنیا منم و یک ستاره اونم که میخواد به تنهام بزاره.هرچی که میگم نرو فایده نداره میخواد دلم رو به زانو در بیاره برای هر چی یه بهونه میاره .تا میگم اخه میگه اخه نداره میگم بیا تا یکی باشی دوباره اهسته اروم میگه نه با اشاره .پیشش میشینم تا بتونه دوباره گذشته هارو باز به خاطر بیاره یادش بیارین دل عاشق بیچاره تو دنیا چیزی نداره جز ستاره پا میشه میره منو تنها میزاره با رفتش باز رو دل من پا میزاره .از ابر چشمم بارون غم میباره طفلی دل من که شده پاره پاره.من بی ستاره همه عمرم تباهه روزای عمرم همه رنگ سیاه دونه به دونه نفسم بی ستاره حتی یه زره بوی زندگی نداره بی اون نمیخوام دیگه زنده بمونم جز اون نمیخوام واسه هچکس بخونم میرم یه گوشه تک و تنه میمیرم شای بتونم می اروم بگیرم... با بودنت شاد تر از دیروزم وقتی که رفتی غمها بر دوشم امد نمیدانم چرا ولی هر غمی برای من هر غصه نصیب من و... حتی اخرین لبخندت را ندیدم کاش این روزها تمامشان یک خواب بودن حیف..حیف که نمی شود یک روز بیدار شوی و بینی همه ی این تلخی ها یک خواب بوده فقط از زمانی که تو رفتی کاش شبی به خوابم ایی و بگویم چقدر دوستت دارم... تقدیم به کسی که اکنون در میان ما انسانها نیست دوستت دارم تا ابد مرا صد بار از خود رانی باز هم دوستت دارم به زندان تنهایی ام کشانی باز هم دوستت دارم چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن مرا لایق بدانی یا ندانی باز هم دوستت دارم اشکای دونه دونه رو گونه هام نشته بود دلم از جور زمونه خسته بود وقتی که تو بوسه هاتو میدادی انگاری اتیش به قلبم میزدی نوبت من که رسید انگاری که دیرت شده بود عشق بی دلیل من دست و پاگیرت شده بود با نگاه تو به ساعت دل من شکست و ریخت شیشه ی عمر منم تموم شد و هیچکی ندید... چقدر سخت میگذرد.تو را دوست دارم و دوستم نداری و در کنار یکدیگریم.اما اکنون..همدیگر را دوست داریم و از یکدیگر دوریم..شاید امیدی داشته باشم که بعد ها به تو. میرسم اما خودت گفتی... گفتی که به یکدیگر نمیرسیم... نازنیم باغم دوریت چه کنم..فاصله..انتظار..تنهایی و...مرگ...... وقتی از من دوری زمان به کندی می گذرد و غم ها بیشتر در ذهنم می پیچد و وقتی که کنار یکدیگر هستیم خیلی زود می گذرد.انگار زمان نمی گذارد که من بیشتر در خوشی ها باشم.زمان فهمیده که دوستت دارم و این جدایی را در بین ما حاکم کرده است... دوستت دارم با تمام وجود ... یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشت عشق ان شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود گفت یارب ازچه خوارم کرده ای بر صلیب عشق بارم کرده ای خسته ام زین عشق دلخونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگت پیدا و پنهانت منم سالها باجور لیلا ساختی من کنارت بودم نشناختی زندگی فریاد بلندی است به نام .اه. رنگ زردی است به نام.غم . اینه ی شکسته ای است به نام . قلب . قطره ای قلطانی است به نام . اشک . مرا صد بار از خود رانی باز هم دوستت دارم به زندان تنهایی ام کشانی باز هم دوستت دارم چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن مرا لایق بدانی یا ندانی باز هم دوستت دارم انتظار ...خیابانی دراز ...کشیده تا نهایت طاقت من.از کدام سوی خواهی امد؟ و مرا خواهی برد از چهار راههای غصه.در میان پیشامد های ناچیز و جنایاتی که تکرار میکنند خود را در پنهان بی انکه ابی از اب تکان بخورد.دلم برای خیابان میسوزد .می دانم...نمی ایی... اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم و یا از روی خود خواهی فقط خود را پسندیدم اگر از دست من در خلوت خود گریه کردی اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردی اگر زخمی چشیدی گاه گاه از زبان من اگر رنجیده خاطر گشتی از بیان من...مرا ببخش.. اگه یه روز شاد بودی ارام بخند تا غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین بودی ارام گریه کن تا شادی نا امید نشه... اگه یه روز رفتی و بر نگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت میخوام اگه برگشتی یه شاخه گل روی قبرم بزاری.. ی بری حتما خبرم کن قول نمیدم ازت بخوام وایستی اگه یه روزی خواست اما میتونم باهات بیام..اما اگه یه روز سراغم رو گرفتی و ازم خبری نشد به دیدنم بیا ...احتمالا بهت احتیاج دارم... ازم پرسید.تو مال منی ؟ گفتم اره مال خود خودتم.. هر کاری دلت میخواد باهام بکن.گفت هر کار گفتم اره.. تنهام گذاشت و رفت... و ... ازم پرسید به خاطر چه زنده ای خواستم بگویم به خاطر تو گفتم به خاطر هیچ... از او پرسیدم تو به خاطر چه زنده ای گفت به خاطرکسی که به خاطر هیچ زنده است... با هزار و یک ترفند ...شاخه گلی مصنوعی را در میان گل های شاداب پنهان کردم و در دفتر خطراتت نوشتم..تو را دوست خواهم داشت تا زمانی که اخرین گل پجمرده شود... در بهار شاخه گلی چیدم و برایت فرستادم در تابستان گرمی خورشید را برایت فرستادم در پاییز خش خش برگهای نارنجی را برایت فرستادم در زمستان سفیدی رنگ زمین را برایت فرستادم اما تو هیچ را نپذیرفتی با خود گفتم برایت چیزی را می فرستم که خوشت اید این زمان قلبم را برای تو هدیه دادم اما ..اما باز هم نادیده گرفتی.تو انقد سنگدل بودی که حتی برایت مرده بودم سر مزارم نیامدی و دوستم نداشتی.اما من با اینکه دیگر نیستم هنوز دوستت دارم... تو کوچه ی دل من فقط یاد تو مونده.توی اسمونش فقط عطر تو بوده. میدونی عزیزم بدون تو میمیرم دلمو نمیشه که از تو پس بگیرم.توی دستای من فقط دستای تو بوده خاطرات با تو فقط دل منو سوزونده.میدونی که عشققت غریبه ها رو پس زد واسه داشتن تو دلم همه ی هوسارو خط زد..با تو زیر یه سقف همیشه ارزوم .دل پیر و تنهام به عشق تو جوونه..میمونم همیشه به پای عشق پاکم می خوام هر چی دارم به پای تو ببازم ..رفتن تو عذابه موندن تو یه رویا... شده ارزو هام به وسعت یه دریا.. اسم تو همیشه رو لبای خسته ام.. همه زندگیم رو به چشمای تو بستم..دل به تو دادم ا ی گل من گره واکن شدی مشکل من .دل به تو دادم ای گل من کاشکی قلبت بشه منزل من... تو را یافتم در کنار رود.خاکسار.در تمام لحظات تنهایی اما گاهی به سلامت چشمانت شک میکنم که مرا می بینی... دلیل این بی توجهی هایت.سردی این نگاهت مرا میترساند.. برایت ارزوی درک بالاتر از خدا دارم... من تنهایی رو خیلی خیلی دوست دارم..من تاریکی رو خیلی دوست دارم..من شبو دوست دارم.. چون همیشه تنها بودم و می خوام تنها باشم.. شاید به ظاهر بخندم ولی باطنم خورده..شاید شاد باشم ولی قلبم غمگینه.. همین و بس.. ![]()
HEILY DOSESH DARAM KHEYLI KHEYLI....../..
![]()
![]()
پـَـ نه پَــ، بقیشو رو فرش بنویس !
یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالی که به سختى نفس می کشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم!
راننده گفت: نمکدون! منظورم اینه که می خواى زنگ بزنم اورژانس؟
یارو گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا کارشناسى کنن صحنه پنالتى بود یا نه!
پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!
گفت واسه صبحونه؟
پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!
پـَـ نه پ َــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا میکنم سقوط کنیم!
پـَـ نه پَــ، این زن آقا گرگه است، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده به شوهرش.....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.
تو چیستی، که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق، سرگشته، روی گردابم!
تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟
تو را کدام خدا؟
تو از کدام جهان؟
تو در کدام کرانه، تو از کدام صدف؟
تو در کدام چمن، همره کدام نسیم؟
تو از کدام سبو؟
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!
مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه!
کدام نشاط دویده است از تو در تن من؟
که ذره های وجودم تو را که می بینند،
به رقص می آیند،
سرود میخوانند!
چه آرزوی محالی است زیستن با تو
مرا همین بگذارند یک سخن با تو:
به من بگو که مرا از دهان شیر بگیر!
به من بگو که برو در دهان شیر بمیر!
بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف!
ستاره ها را از آسمان بیار به زیر؟
ترا به هر چه تو گویی، به دوستی سوگند
هر آنچه خواهی از من بخواه، صبر مخواه.
که صبر، راه درازی به مرگ پیوسته ست!
تو آرزوی بلندی و، دست من کوتاه
تو دوردست امیدی و پای من خسته ست.
همه وجود تو مهر است و جان من محروم
گناهی گردن ما نیست همش تقصیر تقدیره
نگام کن لحظه ی رفتن چه تلخه این هم آغوشی
چه وحشتناکه دل کندن چقدر سخته فراموشی
پرازبغضم پرازگریه پرازتلخی وشیرینی
حلالم کن دارم میرم منوهرگز نمی بینی
حلالم کن اگه دستام به دستای توعادت کرد
آخه دنیای عاشق کش به ما دوتا خیانت کرد
کلاف آرزوهامو چراهیشکی نمی بافه
برای ما دوتا عاشق جدایی دورازانصافه
تمام سهم من از تو فقط همین اشکامه
تمام سهم تو ازمن یه عشق بی سرانجامه
تو بارونی ترین ابری من از پاییز لبریزم
چه معصومانه می باری چه مظلومانه می ریزم![]()
خسته ام از زندگی که پایانش معلوم نیست...
![]()
| Design By : Pichak |

